خرید بک لینک
ماه مهراست و دلم مدرسه ای میخواهد به بزرگی دل خسته ی این شاگردان با صفا مدرسه ای دور ز هر تبه‌روزی همه اش جمعه به تعطیلی یک تابستانمکتبی کاش بسازیم در این نزدیکی تا در آن کودک دانش نشود سر گردانیا معلم نکند بسته دهتایی را تا سر برج دگر قرض برای مهمانکاش میشد ننویسند به چشمی پر آب کودکان بر دل پر خون پدر « بابا نان!»من نمیدانم اگر باز قطاری باشد جامه را مشعل مهری کند آیا دهقان؟روبهک قالب ناچیز پنیری را باز میرباید به فریب ازنوک زاغی خوش خوان؟مرده گاوی که دهد شیر به کوکب خانم ! بر سر سفره او سر

برچسب: نویسنده: یوسف محمدی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 19:22

صفحه بندی